تبليغاتX
راپرتهای یومیه اندر احوالات گرافیکی ما
سوگواره پوسترهای عاشورا

اسامی ۶۴ طراح راه یافته به سوگواره پوسترهای عاشورا اعلام شد و نام دوست من عطیه طاهرلو هم جز این اسامی بود که یک پوستر از او(که پوستر خوبی هم هست و بامعنی وسمبلیک)در نمایشگاه حضور خواهد داشت.عطیه جان تبریک می گم.

افتتاح نمایشگاه روز شنبه ۲۲ دی ماه در محل خانه هنرمندان است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 15:50  توسط ساناز ارجمند  | 

طراحی پوستر درکوبا

 تقریبا می‌شود گفت کوبا تا پیش از انقلاب 1979 چیزی به اسم هنر گرافیک نداشته و آنچه بیشتر رایج بوده ، کاربردهای روزانه و چاپی آن بوده است. با شروع انقلاب و تولید پوسترهای سیاسی ـ اجتماعی کم‌کم جایگاه پوستر و گرافیک در میان هنرمندان و مردم این کشور شناخته شد.
در1959 انقلابیون حکومت باتیستا راسرنگون کردند.‌آنها گرایش‌های چپ داشتند و ازتجربه پوسترهای انقلابی ـ سیاسی روس‌ها با خبر بودند. دو  سال پس از انقلاب ، فیدل کاسترو در دیدار  با هنرمندان و روشنفکران از آنها خواست آثار "خوب ، مفید و زیبا" ارائه کنند. او گفته بود:اگر نویسنده یا  هنرمندی انقلابی نباشد، باز هم آزادی عمل دربیان مطالب خود خواهد داشت ،اما حاکمیت ،خلاقیت  آنها را از  منظر انقلاب ارزش‌گذاری می‌کند.  ".این شد که "سازمان اتحاد با آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین"را تاسیس کردند و این سازمان متولی طراحی و چاپ پوسترهای سیاسی وضد امپریالیستی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، اسپانیولی وحتی عربی شد. فلیکس بلتران هم بعنوان مدیر هنری این سازمان منصوب شد. اوسال‌ها در نیویورک در زمینه تبلیغات فعالیت داشته است. بلتران تحت تاثیر سبکهای آن زمان آمریکا از جمله پاپ‌آرت واستودیوی پوش‌پین بود. طراحان انقلابی کوبا پشتوانه گرافیکی برای ارائه آثارشان نداشتند و به همین جهت از سبک‌های دیگر تاثیر گرفتند. یکی همین مکتب نیویورک و استودیوی پوش‌پین بود. یکی دیگر هم مکتب لهستان بود. آنها موفقیت‌های جهانی طراحان لهستانی را می‌دیدند و دوست داشتند مثل آنها ، خود و انقلاب‌شان را مطرح کنند. از آنجایی که لهستان هم جزو کشورهای دوست و چپ محسوب می‌شد ، طراحان کوبایی به سبک و سیاق لهستانی‌ها متمایل شدند. بنابراین پوسترهای انقلابی کوبایی‌ها بیشتر تحت تاثیر این دو شیوه قرار گرفت.

"ارنستو چه گوارا " یکی از رهبران انقلاب کوبا بود که پس از پیروزی انقلاب به بولیوی رفت تا به چریک‌های مبارز آنجا هم کمک کند. "چه" شخصیتی فراملی داشت و در سراسر جهان بعنوان ناجی و مبارزی شناخته شد که زندگی خود را وقف آزادی مردم ستمدیده از امپریالیسم کرده است. وقتی "چه" در جنگل‌های بولیوی کشته شد ، فرصت خوبی برای طراحان کوبایی پیش آمد تا از عکس معروفی که "کوردا" عکاس کوبایی در مارس 1960 از "چه" انداخته بود ، استفاده کنند. ستاره قرمز ، کلاه بره ، ریش و موهای پریشان "چه" آنقدر قدرت بصری داشت تا پلان اول صدها و بلکه هزاران پوستر و تصویرسازی قرار گیرد. اغراق نخواهد بود اگر بگوییم یکی از عوامل جهانی شدن پوسترهای انقلابی کوبایی‌ها ، "چه" و پوسترهای "چه" بود..

از آن پس ، این نشان "چه" لازمه تصویری هر حرکت انقلابی در هر کجای جهان شد. از جمله در انقلاب بهمن 57. مسعود بهنود در یادداشتی که بهمن سال گذشته برای ویژه‌نامه روزنامه شرق نوشت ، آورده بود:  مرتضى ممیز با شاگردانش هم‌صدا بود و نشانه‌ها را نشان مى‌كرد. آیدین آغداشلو در آن هیاهو هم دمى نبود كه نگران خط‌ها و نقش‌ها و نشان‌ها نباشد. این هر دو مانده بودند كه شاگردان‌شان چرا این همه مشت مى‌كشند ، چرا نقش‌هاى دیوارى آمریكاى لاتین دارد این همه تكرار مى‌شود ، با آن همه نقش و نشان زیباى خودى كه در تاریخ هنر هست. آرى مشت بود كه همراه كلاشینكف در نقش‌ها و نشانه‌ها بر دیوار شهرها تكرار مى‌شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 13:49  توسط ساناز ارجمند  | 

طراحی پوستر درلهستان

جنبش هنر پوستر لهستان بین سال های 1890 تا 1905 شکل گرفت.  در شهرهای کراکو و لواو و تحت سلطه قوانین اتریشی- مجارستانی.
تا قبل از سال 1890، آثار هنری لهستان تنها شامل نقاشی ها و اشیا چوبی ساخته شده توسط روستائیان می شد. نباید تعجب کرد اگر بدانیم که اولین پوسترهای لهستان توسط نقاشان و تحت تاثیر هنر بومی لهستان خلق شد.

در سالهای 1890 تا 1914 چشمانشان را بیشتر بر جهان پیرامون گشودند. این دوران در اروپای غربی دوره رواج آرت نووا بود. گرایش غالب هنرمندان لهستان، حرکت به سوی مدرنیسم و در امتداد آرت نووا بود.
اگر ما به برخی آثار
Teodor Axentowicz (1859-1938) نگاه کنیم . ( به طور مثال  Sztuka) درمی یابیم که سبک او بسیار یادآور آرت نووا ست. یکی دیگر از طراحان پوستر لهستان Stanislaw Wyspianski (1869-1807) بود. او نقاشی بود که به همه جای اروپا سفر کرده بود. آثاراو ستانداردهای هنر نوپای پوستر لهستان را تعئین کرد. یکی از پوسترهای او برای نمایشی است که تنها دوبار در لهستان به روی صحنه رفت. طرح و نوشته های این پوستر تنها یک تصویرسازی برای نمایش نبود بلکه توضیحی بود که از آن می شد به پیام نمایشنامه پی برد. هرکسی می تواند به تصویرسازی آنچه در صحنه روی می دهد بپردازد اما Wyspianski معنای عمیق و اصلی نمایش را با تصاویر و متن های ساده در پوستر خود عرضه کرده بود. Karol Frycz (1887-1963) نیز یکی از طراحان پوستر مطرح تاریخ این هنر در لهستان است. یک طراح تئاتر و نقاش. او یکی از تاثیرگذارترین طراحان آرت نوواست.در این سالها جوامع اقتصادی و فرهنگی برای معرفی کالا و خدماتشان بسیار مشتاقانه به پوستر روی آوردند.
دهه 20 و 30
در سالهای 1919 تا 1939، هنر پوستر لهستان با جنبش های هنری روز اروپا پیوند خورد و با بهره گیری از آنها رشد بسیاری کرد. جنبش هایی چون کوبیسم، فوتوریسم و سوررئالیسم.
آشفتگی ناشی از جنگ جهانی اول، به دوره لهستان جوان پایان داد. لهستان که بین کشورهای روسیه، اتریش و آلمان تقسیم شده بود، در سال 1918 استقلال خود را به دست آورد. با ظهور مجدد لهستان مستقل، پوستر لهستان به نوبه خود به یک سبک هنری تبدیل شد.
بخش معماری دانشگاه پلی تکنیک ورشو، اغلب استفاده از هندسه را آموزش می داد و به تکنیکهای نقاشی بی توجه بود. لهستانی ها که به ارزش پوستر به عنوان یک ابزار تبلیغاتی قوی پی برده بودند و با استفاده از اشکال هندسی به طراحی پوستر پرداختند.
Tadeusz Gronowski (1894-1990) اولین کسی بود که به طور حرفه ای و منحصرا به طراحی پوستر پرداخت. او اعتقاد داشت که یک طراح نباید نظر و عقیده شخصی خود را در طرح هایش نمایان کند چراکه پوستر واسطه ایست بین فروشنده و مردم. پوستری که Gronowski در سال 1926 برای صابون رادیون طراحی کرد، نمایانگر همین طرز تفکر است. گربه ای سیاه که با شکل های ساده هندسی کشیده شده است وارد یک تشت شستشوی لباس می شود و سفید بیرون می آید. "رادیون شما را پاک می کند". (در سال 1993 Waldemar Swierzy از ایده این پوستر برای طراحی پوستر نمایشگاهی از کارهای گرونوفسکی استفاده کرد و در سال 1997 شرکت پست لهستان تمبری برمبنای این پوستر منتشر کرد.)
در همان دوران، اوایل 1920، سبک آکادمیک و صریح
Edmund Bartlomiejczyk (1885-1950), تصویرساز برجسته کتاب و طراح زبردست پوستر لهستان، نمادی از هنر نوپای طرحی پوستر این کشور شد. در سال 1935، Bartlomiejczyk شروع به تدریس در دانشگاه هنرهای زیبای ورشو کرد. محلی شروع به رقابت با روش سنتی تدریس دانشگاه پلی تکنیک کرد. ترکیب تخیل آزاد این دانشگاه با روش هندسی دانشگاه پلی تکنیک باعث روی آوردن طراحان این دوره به کوبیسم شد و برای یک دوره 5 تا 10 ساله بیشتر پوسترهای لهستان کوبیسمی بودند.
در سال 1937 یکی از بزرگترین طراحان پوستر لهستان ظهور کرد.
Tadeusz Trepkowski (1914-1954)، هنرمندی خودساخته. سادگی زیبایی در کارهای او خودنمایی می کرد.او پوستر را به راهی برای بیان مشکلات اجتماع تبدیل کرد.  اندکی بعد جنگ جهانی دوم آغاز شد. بین سال های 1939 و 1945 لهستان اشغال آلمان نازی و شوروی را تحمل کرد. مملکت تاراج شد. ارتباطات، حمل و نقل و ظرفیت تولید صنعتی کشور از بین رفت . بنا بر آمار، جمعیت به 20% جمعیت قبل از جنگ کاهش یافت.
سال های پس از جنگ دوم
با پایان چنگ دوم جهانی، هنر مشغول بازسازی خود شد و طلایه دار صف طراحان پوستر،
Trepkowski بود. از همین سال ها بود که پوستر به عنوان هنری مستقل هم رده نقاشی و به همان اهمیت شناخته شد. Trepkowski از سال 1945 تا زمان مرگش 1954 تعدادی از به یادماندنی ترین پوسترهای تاریخ لهستان را پدید آورد. او پوستر اولین فیلم های لهستان پس از جنگ را طراحی کرد. فیلم هایی تکان دهنده درباره مبارزه و نجات از اردوگاه های اسرا. طرحهایی از دشت های پهناور و گل های میخک که برروی آنها سایه فردی با لباس زندانیان افتاده بود.
او تنها آنچه لازم بود را تصویر می کرد و از نقش کردن تصاویر بیهوده پرهیز می کرد. به طور مثال تصویر شهری که جنگ ویرانش کرده بود و در پس زمینه طرح یک بمب. استراتژی او برای استفاده از حداقل ها برای راهنمای بسیاری از پوسترسازان لهستان برای خلق آثار موثرتر شد.
Gronowski و Trepkowskis هردو استفاده از حداقل تصاویر را برای بیان مقصودشان استفاده می کردند.
پس از جنگ، حکومت کمونسیتی تصمیم گرفت تا هنر پوستر را تحت سلطه خود درآورد. به جز پوسترهای افرادی چون Trepkowskis باقی پوسترها امیال کمونیست ها را ترسیم می کردند. پوسترهای بسیاری برای ستایش از کمونیسم و بلوک شرق و شاد نشان دادن پرولتاریا خلق شد. پوسترها کمتر به مصرف تبلیغات کالا می رسید چرا که اقتصاد در دولت متمرکز شد و به ناچار پوسترها خدمات دولت به جامعه را تبلیغ می کردند. دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه ورشو به بخش های هنرهای زیبا، ارتباطات تصویری، طراحی صنعتی و طراحی پوستر تقسیم شد. نتیجه این کار تاسیس مدرسه پوستر لهستان بود.
نسل جدید
طراحان پوستر لسهتان در اوایل دهه 1960 از تجارب نسل های قبل بسیار بهره بردند. رئالیسم به اندازه کافی استفاده شده بود و سمبولیسم که پس ار جنگ باب شده بود دیگر نسل جدید پوسترسازان لهستان را ارضا نمی کرد. نسلی که پوستر لهستان را جهانی کرد. پدر این نسل از طراحان پوستر
Henryk Tomaszewski (1914- ) است.
در سال 1968 اولین موزه پوستر جهان در ورشو پایتخت لهستان گشایش یافت. دو سال قبل از آن، لهستان اولین دوسالانه پوستر را برگزار کرده بود، نمایشگاهی که به نوبه خود تا سالها پراهمیت ترین رویداد از این دست بود. همزمانی این دورویداد اتفاقی نبود. در آن زمان لهستان به عنوان مرکز «هنر خیابانی» جهان شناخته می شد. این اتفاقات باعث شد که جهان مدرسه پوستر لهستان را به عنوان مکانی معتبر برای پرورش طراحان پوستر بشناسد.
کار بسیاری از شاکردان جوانتر مدرسه پوستر، که متولد سال های 1920
1930 هستند، دارای رنگهای بسیاری به سبک اکسپرسیونیست ها است. Maciej Urbaniec (1925) که در زمان کمونیست ها پوسترهایی در رابطه با خدمات اجتماعی طراحی می کرد، طرح هایی با کنار هم گذاردن دلقک سیرک و نمادهای تاریخی خلق کرد. Waldemar Swierzy که بیش از 1000 طرح در کارنامه هنری خود دارد، در کارهای اولیه اش نقاشی را با گرافیک پیوند داد که نشان از توانایی او در خلق تصاویر بدیع داشت. به رسم طراحان دهه 70 لهستان، پوسترهای او بسیار وابسته به تصاویر بود و اجازه می داد تا خود تصاویر با مخاطب ارتباط برقرار کنند. او می توانست عمق مطلب را به کوتاهترین شکل ممکن بیان کند.
پوسترهای Franciszek Starowieyski عالی بود و ممتاز ترین تکنیک ها را در کارهایش جاری می کرد. اورا می توان نمونه بارز یک هنرمند دانست. او دنیای کوچکی داشت و کارهایش گرایش، طرزفکر و سلیقه او را نمایان می کند. برای او اهمیت نداشت که عامه مردم کارهای او را به همان سادگی که متنی را می خوانند درک کنند یا نه.
در اوایل دهه 80، طراحان جوان پوستر در مسیر موفقیت گام نهادند و آنکه بیش از همه به محبوبیت رسید
Wiktor Sadowski بود. پوسترهای او بسیار از تصاویر استفاده می کنند، رمزآمیزند و حس نوستالژی مردم را تحریک می کنند. این نقاش پوسترساز از طریقی غیر از سایر همکارانش از نقاشی برای طراحی پوستر بهره می گیرد. هنگامی که کارهای او را می نگریم، بیشتر رنگ می بینیم تا شکل های هندسی. کار نسل دوم طراحان پوستر لهستان، کسانی که مدرسه پوستر لهستان را به وجود  آوردند، یک ویژگی مشترک داشت: آشکارا در فرم و دیگر تکنیک ها ژست شخصی خاص خود را داشتند.این ویژگی در پوسترهای لهستان یگانه است. هنر امروز پوستر لهستان نیز کم و بیش این ویژگی را داراست. ویژگی های دیگری نیز در پوسترهای مدرن لهستان به چشم می خورد:قلم مو، پاستل و نقاشی. عکس های بسیار کمی در این پوستر ها به چشم می خورد.  آنها تنها راه بیان افکار و احساسات را حرکت دست برروی کاغذ می دانند و این همان چیزی است که باعث یگانگی پوسترهای لهستان در جهان شده است. هر پوستر بهترین بیان برای احساس هنرمند در مواجهه با موضوعات است. پوستر تنها یک طرح یا عکس جذاب نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 20:17  توسط ساناز ارجمند  | 

معرفی کتاب

منتخب آثار پریسا تشکری تا سال ۱۳۸۵
۱۴.۵*۲۱ / گلاسه
چاپ اول: اسفند۸۵

 کتاب حاضر مجموعه ای  منتخب، گردآوری شده از آثار پریسا تشکری شامل : طراحی پوستر، نشانه ، طراحی تقویم ،طراحی کتاب و تصویرسازی می باشد.
او متولد ۱۳۵۲.تهران- فوق لیسانس ارتباط تصویری از دانشگاه آزاد اسلامی تهران.۱۳۸۰ و عضو انجمن طراحان گرافیک ایران است.
در مقدمه کتاب نوشته ای درباره  آثار پریسا تشکری  توسط رضا عابدینی نوشته است.

عابدینی می نویسد:" بعد از دیدن گزیده ای از آثارش در می یابیم که او هنرمندی است که سعی می کند در کنار زندگی پرمشغله امروزین که همگی گرفتار آن هستیم فرصتی بیابد و کمی به دورتر نگاه کند و آنچه را می بیند با ترجمه ای خوش به زبان طراحی گرافیک بازگوید و همه می دانیم که این میسر نیست مگر طراح ابزار خود را به درستی بشناسد و با خود و آثارش صادق باشد. او هنرمندی است صادق،آموخته و زن!

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 20:10  توسط ساناز ارجمند  | 

آثار منتخب فراخوان ۲۵ سال پوستر تئاتر ایران انتخاب شدند

ابراهیم حقیقی، حبیب اله صادقی، رضا عابدینی، فرهاد فزونی و مهدی فاتحی آثار رسیده را انتخاب کردند.
هیات انتخاب و داوری پوسترهای نمایشگاه ۲۵ سال پوستر تئاتر ایران پس از بررسی ۲۸۳ پوستر از۶۳ طراح، ۸۵ پوستر از ۳۴ طراح را شایسته حضور در این نمایشگاه دانستند.
نمایشگاه ۲۵ سال پوستر تئاتر ایران همزمان با بیست و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در دو بخش مسابقه و مرور برگزار می شود.
 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 15:15  توسط ساناز ارجمند